ارس؛ جایی که تاریخ، طبیعت و زمینشناسی در امتداد یک رود روایت میشوند
دهه |
1405/06/23
خبرگزاری مهر، گروه استانها: شهرستان جلفا و منطقه آزاد ارس را نمیتوان تنها با یک عنوان گردشگری توصیف کرد؛ اینجا سرزمینی است که تاریخ، طبیعت، فرهنگ، زمینشناسی و روایتهای مرزی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. رود ارس که از میان کوهها و مرزهای تاریخی منطقه عبور میکند، تنها یک عارضه طبیعی نیست؛ در امتداد آن پلهایی با قدمت چندین سده، کلیساهایی که بخشی از تاریخ و فرهنگ ارامنه را روایت میکنند، ژئوسایتهایی با اهمیت جهانی و صحنههایی از مقاومت و حماسه شکل گرفته است.
در جلفا، گردشگر میتواند در فاصلهای نهچندان دور از یک بنای تاریخی، با یک پدیده زمینشناختی کمنظیر روبهرو شود و در ادامه مسیر، روایتهایی از مرزبانانی را بشنود که در برابر ارتش شوروی ایستادند. همین درهمتنیدگی میراث طبیعی و فرهنگی، ارس را به یکی از متفاوتترین مقاصد گردشگری شمالغرب ایران تبدیل کرده است؛ منطقهای که ظرفیتهای آن هنوز بهطور کامل روایت و معرفی نشده است.
برای شناخت بخشی از این ظرفیتها، با اکبر همتپور، کارشناس گردشگری، عبدالله عسگری، کارشناس گردشگری و عضو انجمن میراث تاریخی و فرهنگی ارس و میثم نجفزاده، مدیر ژئوپارک ارس گفتوگو کردهایم؛ سه روایت که هر کدام بخشی از پازل تاریخی، فرهنگی و زمینشناختی جلفا و ارس را تکمیل میکنند.
از پل ضیاءالملک تا کلیساهای تاریخی ارس
اکبر همتپور، کارشناس گردشگری، در گفتوگو با خبرنگار مهر، شهرستان جلفا و منطقه آزاد ارس را از مهمترین کانونهای گردشگری شمالغرب کشور دانست و اظهار کرد: این منطقه مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، طبیعی و زمینشناختی را در خود جای داده است و بخشی از این آثار از نظر ملی و حتی جهانی اهمیت دارند.
وی با اشاره به پل تاریخی ضیاءالملک گفت: بقایای این پل در حدود سه تا چهار کیلومتری غرب جلفا و در کنار رودخانه ارس قرار دارد و این اثر با شماره ۶۶۷۳ در دیماه سال ۱۳۸۱ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
همتپور افزود: تاریخ ساخت اولیه پل ضیاءالملک به دوره اورارتوها نسبت داده میشود و این سازه در دورههای بعدی، بهویژه در دوره سلجوقی، توسط ضیاءالملک نخجوانی مرمت و تکمیل شده است. پل در طول تاریخ بارها بر اثر طغیان رودخانه ارس، جنگها و لشکرکشیها تخریب و دوباره مرمت شده و در دوره آققویونلوها نیز به دلیل اهمیت آن در عبور نیروهای نظامی توسط اوزونحسن تخریب شده است.
وی ادامه داد: آنچه از بقایای پل باقی مانده نشان میدهد که سازه دارای دو دهانه بوده است؛ یک دهانه بزرگ که مسیر اصلی عبور آب را تشکیل میداده و دهانه کوچکتر نیز در زمان طغیان رودخانه برای عبور آب مورد استفاده قرار میگرفته است. در کنار پایهها و زیر پل نیز فضاهایی وجود داشته که به عنوان کاروانسرا مورد استفاده قرار میگرفته و متأسفانه سقف این بخشها فرو ریخته است.
این کارشناس گردشگری با اشاره به مصالح مورد استفاده در ساخت پل اظهار کرد: در این سازه از آجرهای مکعبی و مستطیلی، ماسه، سنگ مالون، لاشهسنگ و ملات آهک استفاده شده و برخی از سنگهای مالون به کار رفته در ساختمان پل حتی تا حدود ۵۰۰ کیلوگرم وزن دارند.
همتپور درباره ویژگیهای سازهای پل نیز گفت: تاج پل حدود ۲۰ متر از سطح آب ارتفاع دارد و حدود ۱۰ متر از سازه نیز در زیر آب قرار گرفته است. پل دارای دو چشمه است و دهانه عبور آب آن حدود ۴۱ متر است که همین دهانه یکی از ویژگیهای شاخص و کمنظیر آن محسوب میشود.
وی اضافه کرد: پایه قابل مشاهده پل حدود ۸.۵ متر ارتفاع و ۶.۵ متر عرض دارد و از نظر ساختاری، یکی از نمونههای قابل توجه پلهای آجری منطقه به شمار میرود. شالودههای سنگی و بخشهایی از ساختار قدیمیتر نیز در نقاط مختلف قابل مشاهده است و قسمتهای فوقانی در دورههای اسلامی تکمیل شدهاند.
همتپور درباره روند مرمت پل ضیاءالملک گفت: اقدامات اولیه مرمت شامل تجهیز کارگاه و عملیات مقدماتی آغاز شده و اعتبار اولیه این مرحله حدود ۲ میلیارد تومان بوده است. از آنجا که این پل در محدوده مرزی قرار دارد و بخشی از سازه با کشور مقابل ارتباط دارد، ادامه مرمت نیازمند هماهنگیهای دوطرفه است و در صورت فراهم شدن شرایط، میتوان زمینه ایجاد یک پل مشترک گردشگری را نیز فراهم کرد.
وی همچنین از پیگیری برای ثبت جهانی پل خبر داد و گفت: پرونده ثبت جهانی این اثر در حال تکمیل است و شرکتها و مهندسان مشاور نیز در این زمینه همکاری دارند. برای ثبت جهانی باید ویژگیهای معماری، مصالح، ساختار سازهای و دیگر شاخصهای اثر بررسی شود و یکی از موارد مهم، دهانه ۴۱ متری پل است که باید با نمونههای مشابه در جهان مقایسه شود.
این کارشناس گردشگری تأکید کرد: همکاری کشور مقابل در روند مرمت و ثبت جهانی این اثر اهمیت دارد، هرچند بخشهای اصلی و سالم سازه در سمت ایران قرار گرفته است. پس از دوره سلجوقی نیز در دوره صفویه و زمان شاه عباس مرمتهایی روی پل انجام شده و همین مرمتها و تخریبهای پیدرپی، بخشی از تاریخ این سازه را شکل داده است.
جلفای قدیم؛ شهری که هنوز زیر لایههای تاریخ نفس میکشد
همتپور در ادامه به آثار جلفای قدیم اشاره کرد و گفت: محدوده جلفای قدیم از حوالی پارک کوهستان تا حدود یک کیلومتری این بخش امتداد داشته و هنوز نشانههایی از ساختارهای تاریخی آن در منطقه دیده میشود.
وی افزود: برخی سازههایی که برای هدایت آب و تأمین آب شرب مورد استفاده قرار میگرفته، همچنان قابل مشاهده است و بر اساس بررسیها و گفتوگوهای انجامشده با باستانشناسان، لایههای تاریخی مختلفی در این محدوده وجود دارد.
این کارشناس گردشگری خاطرنشان کرد: برای شناسایی دقیقتر این آثار و انجام کاوشهای باستانشناسی، مطالعات میدانی و دریافت مجوزهای لازم ضروری است و بدون طی مراحل قانونی امکان انجام کاوش و بررسی دقیق وجود ندارد.
سنت استپانوس؛ بنایی که تاریخ، فرهنگ و مذهب را به هم پیوند میدهد
همتپور در ادامه به کلیسای سنت استپانوس پرداخت و اظهار کرد: کلیسای سنت استپانوس در غرب جلفا و در منطقهای موسوم به قزلوانگ، به معنای صومعه سرخ، در درهشام قرار گرفته است. این مجموعه که در دامنه رشتهکوههای ماقارات قرار دارد، از مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی منطقه ارس محسوب میشود.
وی افزود: در منابع تاریخی از مجموعه سنت استپانوس با عنوان «وانگ» یاد شده است؛ وانگ در فرهنگ ارمنی محل اجتماع، آموزش و زندگی دینی بوده و این مجموعه تنها یک کلیسا نبوده، بلکه در دورههای مختلف محل فعالیت طلاب، خطاطان، خوشنویسان، تذهیبکاران، نویسندگان، فلاسفه، مورخان و دانشمندان نیز بوده است.
این کارشناس گردشگری ادامه داد: سنت استپانوس از نظر فرهنگی و دینی برای ارامنه اهمیت ویژهای داشته و تعداد زیادی کتاب در این مجموعه نوشته و استنساخ شده که امروز بخشی از آنها در کتابخانههای جمهوری ارمنستان و ایتالیا نگهداری میشود.
همتپور درباره تاریخ ساخت بنا گفت: تاریخ دقیق تأسیس کلیسا کاملاً مشخص نیست و محققان ساخت آن را به فاصله قرنهای هفتم تا نهم میلادی نسبت دادهاند. یکی از قدیمیترین اسناد موجود به سال ۶۴۹ میلادی مربوط میشود که از وجود دیری در این منطقه خبر میدهد.
وی افزود: در دوره سلطنت آشوت باگرادونی، پادشاه ارمنستان، و در سال ۲۶۶ هجری قمری برابر با ۹۷۶ میلادی، کاتالیکوس خاچیک، رهبر مذهبی ارامنه، اسقف اعظم بالکن را به سرپرستی وانگ سنت استپانوس منصوب کرد و او با هزینه پادشاه کلیسایی در این محوطه ساخت.
همتپور ادامه داد: در دورههای بعد نیز چند مرحله مرمت در این مجموعه انجام شد؛ از جمله در سال ۱۶۴۳ میلادی که مرمت کلیسا آغاز و در سال ۱۶۵۵ به پایان رسید. مرحله بعدی بازسازی نیز بین سالهای ۱۶۸۲ تا ۱۶۹۱ انجام شد و در نهایت عباسمیرزا در سال ۱۸۲۶ میلادی نیز در بازسازی آن نقش داشت.
وی با اشاره به اقدام عباسمیرزا در ارتباط با زمینهای اطراف کلیسا گفت: عباسمیرزا در سال ۱۲۴۶ هجری قمری، روستای درهشام را به مبلغ ۳۰۰ تومان از محبعلیبیگ نخجوانی خرید و برای وانگ سنت استپانوس وقف کرد.
کتیبه فارسی؛ سندی از پیوند تاریخ جلفا با دوره قاجار
همتپور درباره کتیبه فارسی موجود در ورودی کلیسا اظهار کرد: این کتیبه بر روی سنگ آهکی سرخرنگ و با خط نستعلیق نوشته شده و در آن ضمن اشاره به عباسمیرزا، خرید روستای درهشام و وقف آن برای «اوجاق دانیال» نیز ثبت شده است.
وی افزود: در بخش پایانی کتیبه نیز تأکید شده است که این روستا نباید فروخته یا واگذار شود و باید برای اوجاق دانیال مورد استفاده قرار گیرد.
این کارشناس گردشگری گفت: وجود چنین کتیبهای نشان میدهد که تاریخ سنت استپانوس تنها به یک دوره یا یک جامعه محدود نمیشود و این بنا در دورههای مختلف تاریخی با ساختار سیاسی و اجتماعی منطقه نیز ارتباط داشته است.
سنت استپانوس؛ قلعهای برای حفاظت از یک مرکز فرهنگی
همتپور درباره ویژگیهای معماری سنت استپانوس اظهار کرد: این کلیسا به دلیل قرار گرفتن در فاصلهای از سکونتگاههای ارامنه، ساختاری شبیه دژ و قلعه دارد و هفت برجک نگهبانی در اطراف آن ساخته شده است.
وی افزود: در ساخت بنا از سنگ توف و ملات ساروج استفاده شده و سنگنوشتههایی که روی بخشهایی از بنا دیده میشود، در مواردی یادگار زائران و مراجعهکنندگان قدیمی است.
همتپور درباره ثبت جهانی این اثر گفت: سنت استپانوس در سال ۲۰۰۸ در فهرست میراث جهانی ثبت شد و از مهمترین بناهای تاریخی ارامنه در شمالغرب کشور است.
وی با تأکید بر اهمیت حفاظت از بنا گفت: ثبت جهانی به این معناست که حتی کوچکترین تغییر در بنا باید تحت ضوابط حفاظتی و با مجوز انجام شود؛ حتی نصب یک میخ روی دیوار نیز بدون مجوز امکانپذیر نیست.
این کارشناس گردشگری ادامه داد: مرمت این بنا باید به صورت مستمر انجام شود، زیرا کوچکترین آسیب به سنگ، گچ یا دیگر عناصر معماری آن میتواند در آینده خسارتهای بیشتری ایجاد کند.
همتپور افزود: برای مرمت و احیای مسیر دسترسی به سنت استپانوس نیز حدود ۵ میلیارد تومان هزینه شده و با توسعه زیرساختها، تعریض مسیر و اقدامات ایمنی، دسترسی گردشگران نسبت به گذشته بهبود یافته است.
وی خاطرنشان کرد: با وجود این، مسیر همچنان جادهای نظامی محسوب میشود و تردد در آن از طلوع تا غروب خورشید امکانپذیر است و پس از تاریکی هوا اجازه تردد وجود ندارد.
از اجاق دانیال تا حجرههای راهبان
همتپور با اشاره به بخشهای مختلف مجموعه سنت استپانوس گفت: «اجاق دانیال» در ضلع شمالی کلیسای اصلی قرار دارد و در زمان افزایش جمعیت برای عبادت مورد استفاده قرار میگرفته است. کلیسای اصلی نیز دارای طرحی صلیبی است.
وی ادامه داد: برج ناقوس، فضاهای تاریخی زیر آن، حجرههای راهبان و دیگر بخشهای مجموعه نشان میدهد که سنت استپانوس صرفاً محل عبادت نبوده و فضایی برای زندگی، آموزش و مطالعه نیز داشته است.
این کارشناس گردشگری افزود: حدود ۱۲ حجره در بخشهای مورد بررسی قابل مشاهده است و راهبان در این حجرهها زندگی و مطالعه میکردند. نوع عصاهای حکشده روی سنگ قبر راهبان نیز از جمله نشانههایی است که میتواند جایگاه و درجه آنان را مشخص کند.
همتپور همچنین به کتیبهای درباره شهادت سنت استپانوس اشاره کرد و گفت: این کتیبه که درباره سنگسار شدن سنت استپانوس در اورشلیم است، در جریان مرمت حفظ شده است.
وی با انتقاد از آسیبهای ناشی از رفتار برخی گردشگران اظهار کرد: نوشتن یادگاری روی دیوارها و سنگها و آسیب زدن به بخشهای مختلف بنا، یکی از تهدیدهای جدی برای آثار تاریخی است و بازگرداندن یک بنای تاریخی آسیبدیده به شرایط مطلوب، زمان و هزینه زیادی میطلبد.
او افزود: قطعاتی مانند ستون، سرستون، پایه ستون، هاون، آسیاب، ناودانی و کتیبه نیز از محوطه پیدا شده که به دلیل مشخص نبودن محل اصلی آنها، نگهداری میشوند تا پس از شناسایی محل دقیق، در جای خود قرار گیرند.
همتپور درباره دیگر فضاهای سنت استپانوس گفت: در مجموعه بخشی نیز به عنوان خبازخانه و آشپزخانه مورد استفاده قرار میگرفته که چهارطاقی بوده و چهار تنور در آن قرار داشته است. آثار و سنگهای دایرهای مربوط به این تنورها همچنان قابل مشاهده است.
کلیسای چوپان؛ عبادتگاهی برای چوپانان و مسافران
همتپور در ادامه به کلیسای چوپان یا آندرهورتی اشاره کرد و گفت: این کلیسا حدود پنج کیلومتری غرب جلفا و در مسیر جلفا ـ سد ارس، میان کوههای رسوبی سرخرنگ قرار گرفته و به شکلی با محیط طبیعی اطراف خود آمیخته است که بخشی از چشمانداز منطقه به شمار میرود.
وی افزود: این کلیسا در سال ۱۵۱۸ میلادی ساخته شده و با توجه به نام و موقعیت آن، برای چوپانانی که گلههای خود را در مراتع منطقه میچراندند ساخته شده بود تا برای انجام عبادت و امور دینی مجبور نباشند مسیر طولانی تا روستاهای درهشام را طی کنند.
این کارشناس گردشگری ادامه داد: کلیسای چوپان علاوه بر چوپانان، محل عبادت مسافرانی بوده که از این مسیر عبور میکردند. بنا بسیار کوچک است و فضای داخلی آن ظرفیت حضور بیش از حدود ۱۰ نفر را ندارد.
همتپور گفت: این کلیسا حدود ۵.۷۰ در ۷.۷۰ متر ابعاد دارد، پوسته خارجی آن از سنگ ساخته شده و یک گنبد کوچک دارد که در سالهای اخیر مرمت شده است. طاقهای داخلی نیز مانند بسیاری از کلیساهای منطقه، جناغیشکل هستند.
وی افزود: کلیسای چوپان در شمار کلیساهای تاریخی ثبت جهانیشده منطقه قرار دارد و عملیات مرمت و بازسازی آن از سال ۱۳۹۶ انجام شده و برای این عملیات حدود ۱۰۰ میلیون تومان هزینه شده است.
همتپور خاطرنشان کرد: اهمیت این کلیسا تنها به معماری و سابقه تاریخی آن محدود نیست، بلکه قرار گرفتن آن در محدوده ژئوپارک جهانی ارس نیز ارزش دیگری به آن داده است. در مقابل این کلیسا و در آن سوی رودخانه نیز کلیسایی وجود داشته که از بین رفته و امروز اثری از آن باقی نمانده است.
ارس فقط طبیعت نیست، تاریخ مقاومت است
عبدالله عسگری، کارشناس گردشگری و عضو انجمن میراث تاریخی و فرهنگی ارس، در گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به پیشینه تاریخی منطقه اظهار کرد: ارس برای مردم این منطقه هم «قصه» است و هم «غصه»؛ زیرا در طول تاریخ حوادث، حماسهها و تلخیهای فراوانی در حاشیه این رودخانه رخ داده است.
وی افزود: اگر قرار باشد گردشگری ارس را درست معرفی کنیم، نباید تنها به طبیعت، رودخانه، کوهها و چشماندازهای آن توجه کنیم، بلکه باید روایتهای تاریخی و حماسههایی را که در این منطقه اتفاق افتاده نیز برای گردشگران بازگو کنیم.
عسگری با اشاره به وقایع شهریور ۱۳۲۰ گفت: در جریان جنگ جهانی دوم، در سه نقطه از منطقه جلفا حماسههایی شکل گرفت که از جمله آنها میتوان به مقاومت سه مرزبان در پل آهنی جلفا، پنج شهید در سیاهرود و یک شهید در منطقه قرهبلاغ اشاره کرد.
پل آهنی جلفا؛ یادگار یک خط ارتباطی و صحنه یک مقاومت تاریخی
این کارشناس گردشگری درباره پل آهنی جلفا گفت: این پل در شرق شهر جلفا بر روی رودخانه ارس قرار دارد و ارتباط ریلی ایران با جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را برقرار میکند.
وی افزود: پل راهآهن جلفا در سال ۱۹۱۳ میلادی توسط شرکت راهآهن تبریز ـ جلفا و با سرمهندسی فردی به نام «ترسکینسکی» ساخته شد و ساخت آن در سال ۱۹۱۴ به پایان رسید.
عسگری ادامه داد: طول پل حدود ۱۱۰ متر و عرض آن حدود ۵.۵ متر است و از ویژگیهای فنی آن میتوان به معلق بودن و برخورداری از قابلیت انقباض و انبساط در فصول سرد و گرم سال اشاره کرد.
وی اظهار کرد: طراحی پل به گونهای بوده که حتی با افزایش سطح آب رودخانه ارس، حدود ۲.۵ متر فاصله میان سطح آب و پل حفظ شود.
عسگری با اشاره به حوادث سوم شهریور ۱۳۲۰ گفت: همین پل در آن مقطع تاریخی به یکی از صحنههای مقاومت مرزبانان ایرانی تبدیل شد؛ سه مرزبان در برابر ارتش شوروی ایستادند و ساعتها مقاومت کردند و در نهایت به شهادت رسیدند.
سه مرزبان در برابر ارتش شوروی
این عضو انجمن میراث تاریخی و فرهنگی ارس گفت: ارتش شوروی از حدود تیرماه ۱۳۲۰ در آن سوی رود ارس مستقر شده بود و چندین لشکر پیادهنظام، نیروهای کوهستانی و هوابرد و چند اسکادران هواپیما در اختیار داشت و منتظر آغاز عملیات بود.
وی افزود: هدف نیروهای شوروی عبور از منطقه جلفا و تصرف پل به صورت سالم بود. حدود سه ماه در آن سوی ارس مستقر بودند و هشدارهایی نیز به طرف ایرانی ارسال میکردند، در حالی که دولت ایران بر سیاست بیطرفی خود تأکید داشت.
عسگری ادامه داد: یک روز پیش از آغاز درگیری، طبق رسم قدیمی مناطق مرزی که به «ملاقاتهای مرزی» معروف بود، پرچمی در سمت شمال ارس برافراشته شد تا نمایندگان دو طرف با یکدیگر گفتوگو کنند.
وی گفت: در این دیدار، ژنرال نوویکوف از فرماندهان ارتش شوروی اعلام کرد که نیروهای این کشور بخشهایی از اروپا را در اختیار گرفتهاند و هدفشان از ورود به ایران، انتقال مهمات، آذوقه و سلاح از جنوب ایران به قفقاز برای مقابله با ارتش هیتلر است و میخواهند بدون درگیری از منطقه عبور کرده و پل را سالم در اختیار بگیرند.
عسگری اظهار کرد: سرجوخه محمدی در پاسخ اعلام کرد که این سرزمین متعلق به ایران است و آنان در برابر نیروهای شوروی خواهند ایستاد.
وی افزود: فرمانده شوروی ابتدا سرجوخه محمدی را تهدید کرد و سپس تلاش کرد با پیشنهاد استخدام در ارتش شوروی، پرداخت پول و اعطای درجه و موقعیت او را با خود همراه کند، اما این پیشنهادها پذیرفته نشد.
این کارشناس گردشگری ادامه داد: سرجوخه محمدی در پاسخ به تهدیدها، شعری از حکیم فضولی با مضمون وفاداری به وطن و نپذیرفتن تسلیم قرائت کرد و بر ایستادگی خود تأکید داشت.
مقاومت با ۳۶ فشنگ
عسگری با اشاره به آغاز درگیری گفت: این سه مرزبان که در تیراندازی مهارت داشتند، در برابر پل سنگر گرفتند. هنگامی که نخستین تانک شوروی از خط مرزی عبور کرد، سرجوخه محمدی راننده تانک را هدف قرار داد و با کشته شدن راننده، تانک منحرف و مسیر پل مسدود شد.
وی افزود: نیروهای شوروی مأموریت داشتند پل را سالم تصرف کنند و به همین دلیل امکان استفاده گسترده از توپخانه یا بمباران پل را نداشتند. درگیری به صورت تیراندازی و نبرد مستقیم ادامه پیدا کرد.
عسگری گفت: بر اساس اسناد موجود در آرشیو ارتش ایران، هر یک از این سه مرزبان تنها ۳۶ فشنگ در اختیار داشتند، اما با همین میزان مهمات ساعتها در برابر نیروهای گسترده ارتش شوروی مقاومت کردند.
وی ادامه داد: آنها میدانستند سایر نیروها عقبنشینی کردهاند و عملاً خودشان در برابر لشکرهای دشمن باقی ماندهاند، اما موضع خود را ترک نکردند و تا آخرین توان ایستادگی کردند.
این عضو انجمن میراث تاریخی و فرهنگی ارس گفت: هر سه مرزبان در همان محل به خاک سپرده شدند و مقاومت آنان یکی از حماسههای ماندگار تاریخ مرزی جلفا محسوب میشود.
جزیره ستوان کثیری؛ روایتی دیگر از غیرت مرزی
عسگری در ادامه به روایت کمتر شناختهشده «جزیره ستوان کثیری» اشاره کرد و گفت: پس از پایان جنگ جهانی دوم نیز تا دهه ۱۳۳۰ در نوار مرزی ارس میان ایران و شوروی تنشهایی وجود داشت و گاهی تیراندازیهایی میان دو طرف رخ میداد.
وی افزود: در اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰ دو کشور تصمیم گرفتند هیئتی مشترک برای تعیین دقیق مرز و نصب علائم مرزی تشکیل دهند. این هیئت در جلفا مستقر شد و جزایر موجود در مسیر رودخانه ارس را بررسی و ثبت کرد.
عسگری توضیح داد: در آن دوره، بر اساس پروتکل تعیین مرز، «تالوگ» یا خط قعر و عمیقترین بخش رودخانه به عنوان ملاک تعیین مرز در نظر گرفته میشد. در مورد یک جزیره، بر اساس این قاعده، جزیره باید در سمت شوروی قرار میگرفت، اما تغییر مسیر رودخانه و پیوستگی جزیره باعث اختلاف میان دو طرف شد.
وی ادامه داد: طرف شوروی نیز با اشاره به قدرت نظامی و سابقه اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تلاش میکرد هیئت ایرانی را تحت فشار قرار دهد.
ستوان کثیری پرچم ایران را بر فراز جزیره برافراشت
این کارشناس گردشگری اظهار کرد: رئیس هیئت نقشهبرداری ایران، فردی تبریزی به نام «ستوان کثیری» بود که در جریان این اختلاف، پرچم ایران را برداشت و با اسب وارد آبهای خروشان ارس شد.
عسگری افزود: رود ارس ممکن است در برخی نقاط آرام به نظر برسد، اما در بعضی قسمتها عمق و جریان بسیار خطرناکی دارد و همین ویژگی نیز در فرهنگ محلی بازتاب پیدا کرده است.
وی گفت: در جریان عبور ستوان کثیری، اسب او در آب غرق شد و خود وی نیز در معرض غرق شدن قرار گرفت؛ ضمن اینکه پایش در رکاب گیر کرده بود.
عسگری ادامه داد: سربازی به نام «صمد محمدی» که احتمالاً اهل مرند بوده است، خود را به آب زد، با سرنیزه بند رکاب را برید و ستوان کثیری را نجات داد و همراه او به جزیره رسید.
وی افزود: اعضای هیئت شوروی که در آن سوی رودخانه حضور داشتند، ناگهان مشاهده کردند پرچم ایران بر فراز جزیره برافراشته شده است. این اقدام و شجاعت ستوان کثیری و سرباز همراه او در نهایت باعث شد طرف شوروی با واگذاری جزیره به ایران موافقت کند.
این عضو انجمن میراث تاریخی و فرهنگی ارس اظهار کرد: پس از این اتفاق صورتجلسهای تنظیم شد و مرزبانی کل ایران در سال ۱۳۳۴ به احترام این رشادت، نام این مکان را «جزیره ستوان کثیری» گذاشت.
خانواده ستوان کثیری هنوز شناسایی نشدهاند
عسگری گفت: چند سال است تلاش میکنیم خانواده ستوان کثیری را شناسایی کنیم. اطلاعات موجود نشان میدهد که او ساکن تبریز بوده، اما تاکنون خانواده وی شناسایی نشدهاند.
وی از رسانهها خواست در معرفی این روایت تاریخی و شناسایی خانواده ستوان کثیری همکاری کنند و افزود: امیدواریم با اطلاعرسانی درباره این حماسه، خانواده این فرد شجاع شناسایی شوند تا بتوان از آنان برای حضور در مراسمهای معرفی و گرامیداشت این حماسه دعوت کرد.
عسگری تأکید کرد: منطقه ارس تنها یک مقصد گردشگری طبیعی نیست؛ وجببهوجب این منطقه با روایتهایی از تاریخ، مقاومت، ایستادگی و حماسه پیوند خورده و معرفی این بخش از میراث تاریخی میتواند به شناخت بهتر ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری جلفا کمک کند.
ارس، موزهای زنده از تاریخ زمین
میثم نجفزاده، مدیر ژئوپارک ارس، در گفتوگو با خبرنگار مهر با تشریح ظرفیتهای زمینشناختی منطقه اظهار کرد: ژئوپارک جهانی یونسکو ارس با ۳۴ ژئوسایت، مجموعهای از پدیدههای کمنظیر زمینشناختی، طبیعی، تاریخی و فرهنگی را در خود جای داده و «راکفال» یا «سنگافت» یکی از این ژئوسایتهاست.
وی افزود: ژئوپارک جهانی یونسکو ارس منطبق بر محدوده شهرستان جلفا و به مساحت یک هزار و ۶۷۰ کیلومتر مربع است و به عنوان دومین ژئوپارک جهانی ثبتشده ایران و دومین ژئوپارک در غرب آسیا شناخته میشود.
نجفزاده توضیح داد: بر اساس تعریف یونسکو، ژئوپارکها محدودههایی جغرافیایی هستند که پدیدههای منحصربهفرد یا کمنظیر زمینشناختی در آنها وجود دارد و ارس از این نظر ظرفیت بسیار قابل توجهی دارد.
الیباشی؛ روایتی از ۲۵۲ میلیون سال پیش
مدیر ژئوپارک ارس کوههای الیباشی را یکی از شاخصترین پدیدههای زمینشناختی منطقه دانست و گفت: این محدوده به دلیل وجود مرز زمینشناسی پرمین ـ تریاس شهرت جهانی دارد؛ زیرا کاملترین و دقیقترین رخنمون مربوط به دومین انقراض بزرگ تاریخ کره زمین که حدود ۲۵۲ میلیون سال پیش رخ داده، در این منطقه شکل گرفته است.
وی افزود: در محدوده ژئوپارک ارس، شواهد زمینشناختی مربوط به دورههای مختلف وجود دارد و فسیلهای نرمتنان و تریسفسیلها نیز از دیگر ظرفیتهای علمی منطقه هستند. برخی از این تریسفسیلها حدود ۳۵۰ میلیون سال قدمت دارند.
نجفزاده ادامه داد: مطالعات ژئوپارک ارس از سال ۲۰۱۰ آغاز شد و پس از انجام مطالعات و ارسال پرونده، این منطقه در سال ۲۰۲۳ به عنوان ژئوپارک جهانی یونسکو به ثبت رسید.
وی اظهار کرد: ژئوپارکها سه هدف اصلی شامل حفاظت، آموزش و توسعه پایدار را دنبال میکنند و در ژئوپارک ارس نیز ۱۰ زیرشاخه در ذیل این اهداف تعریف شده است.
ژئوتوریسم؛ راهی برای پیوند حفاظت و اقتصاد محلی
مدیر ژئوپارک ارس گفت: هدف این است که ضمن حفاظت از پدیدههای ارزشمند زمینشناختی، آنها را به مردم و گردشگران معرفی کنیم و محور اصلی این اقدام نیز ژئوتوریسم است.
وی افزود: ژئوتوریسم نباید صرفاً به معرفی یک پدیده زمینشناختی محدود شود، بلکه باید بتواند برای جامعه محلی نیز درآمد و فرصت اقتصادی ایجاد کند.
نجفزاده تأکید کرد: ژئوپارک چهار نوع میراث را در کنار یکدیگر مورد توجه قرار میدهد؛ میراث زمینشناختی، میراث فرهنگی و تاریخی، میراث طبیعی و میراث ناملموس. آنچه اهمیت دارد ایجاد ارتباط میان این میراثهاست تا مجموعه ظرفیتهای منطقه بتوانند در کنار یکدیگر به توسعه گردشگری و اقتصاد محلی کمک کنند.
راکفال؛ «سنگافت» در امتداد یک زمینلغزش
وی در معرفی ژئوسایت راکفال گفت: ژئوپارک ارس ۳۴ ژئوسایت دارد و «راکفال» یا «سنگافت» که در گذشته با عنوان «صندوقداشی» شناخته میشد، یکی از آنهاست.
نجفزاده افزود: این پدیده در اثر یک زمینلغزش شکل گرفته و احتمال میرود یک زمینلرزه بزرگ در گذشته در ایجاد آن نقش داشته باشد.
وی ادامه داد: آثار این پدیده تنها در یک نقطه محدود نیست و در دو سوی مرز، از جمله در محدوده جمهوری آذربایجان و نخجوان نیز قابل مشاهده است و همین موضوع بر اهمیت زمینشناختی آن افزوده است.
روایتگری؛ حلقه مفقوده معرفی ارس
مدیر ژئوپارک ارس با تأکید بر اهمیت روایتگری در گردشگری اظهار کرد: یکی از موضوعات مهم در ژئوپارکها، روایتگری است که متأسفانه تاکنون در منطقه ارس به شکل شایسته انجام نشده است.
وی افزود: در همین راستا کمپینی با عنوان «ارس؛ روایت زمین، رود، زندگی» آغاز شده تا ظرفیتهای منطقه، ژئوسایتها و زیباییهای طبیعی و فرهنگی آن بهتر معرفی شود.
نجفزاده گفت: رسانهها و فعالان گردشگری میتوانند در این مسیر نقش مهمی داشته باشند؛ زیرا بسیاری از داشتههای ارس زمانی میتوانند به جاذبه گردشگری تبدیل شوند که داستان و هویت آنها برای مخاطب روایت شود.
وی خاطرنشان کرد: توانمندسازی جامعه محلی نیز یکی از محورهای اصلی فعالیت ژئوپارک ارس است. اگر مردم منطقه در حوزه ژئوتوریسم و تولید و عرضه محصولات محلی مشارکت داده شوند، میتوان هم به حفاظت از میراث کمک کرد و هم زمینه تبدیل ظرفیتهای ارس به یک برند موفق گردشگری را فراهم کرد.
ارس را باید از نو روایت کرد
جلفا و ارس، مجموعهای از جاذبههای منفصل از یکدیگر نیستند؛ بلکه زنجیرهای بههمپیوسته از روایتهای تاریخی، فرهنگی، طبیعی و زمینشناختی را شکل میدهند. پل ضیاءالملک تنها بقایای یک سازه تاریخی در حاشیه ارس نیست؛ این پل بخشی از مسیر ارتباطی و تاریخی منطقه در دورههای مختلف است و ویژگیهای معماری و سازهای آن، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از آثار شاخص گردشگری منطقه را دارد.
کلیسای سنت استپانوس نیز فراتر از یک بنای مذهبی، بخشی از تاریخ فرهنگی ارامنه، مرکز آموزش و استنساخ کتاب و مجموعهای از فضاهای معماری و آیینی است که در طول قرنها حفظ شده و در سال ۲۰۰۸ در فهرست میراث جهانی قرار گرفته است. کلیسای کوچک چوپان نیز تصویری متفاوت از همین تاریخ ارائه میکند؛ عبادتگاهی که در مسیر کوچ و رفتوآمد چوپانان و مسافران شکل گرفته و امروز در دل ژئوپارک جهانی ارس قرار دارد.
در سوی دیگر، پل آهنی جلفا فقط یک سازه ریلی نیست؛ این پل هم بخشی از تاریخ ارتباطات منطقه در اوایل قرن بیستم است و هم صحنه یکی از روایتهای مهم مقاومت مرزی ایران در شهریور ۱۳۲۰. داستان سه مرزبانی که با تنها ۳۶ فشنگ برای هر نفر در برابر نیرویی بسیار بزرگتر ایستادند و همچنین روایت ستوان کثیری و جزیرهای که نام او را بر خود گرفته، نشان میدهد که گردشگری تاریخی ارس میتواند با روایتهای حماسی و هویتی نیز گره بخورد.
در کنار این آثار، ژئوپارک جهانی ارس لایهای متفاوت به گردشگری منطقه افزوده است؛ جایی که تاریخ زمین، از انقراضهای بزرگ میلیونها سال پیش تا زمینلغزشها و پدیدههای زمینشناختی امروز، در کنار میراث طبیعی، تاریخی و فرهنگی قرار گرفته است.
اکنون مسئله اصلی ارس، کمبود جاذبه نیست؛ مسئله، چگونگی حفاظت، روایت و پیوند دادن این جاذبههاست. اگر پلها، کلیساها، روایتهای تاریخی، ژئوسایتها، طبیعت و فرهنگ محلی در قالب یک روایت منسجم به گردشگر معرفی شوند، ارس میتواند از یک مقصد صرفاً طبیعتگردی به یک مقصد جامع گردشگری تاریخی، فرهنگی، علمی و ژئوتوریستی تبدیل شود.
آنچه از مجموع سخنان کارشناسان برمیآید این است که آینده گردشگری ارس بیش از آنکه به ساخت جاذبههای جدید وابسته باشد، به شناخت درست داشتههای موجود، حفاظت از آنها، روایت حرفهای تاریخ و طبیعت منطقه و مشارکت دادن جامعه محلی در اقتصاد گردشگری وابسته است؛ مسیری که میتواند ارس را از یک نام شناختهشده در شمالغرب کشور به یک مقصد گردشگری با هویت و برند بینالمللی تبدیل کند.
منبع : mehrnews
آخرین خبرها گردشگری
بیشترپربازدیدترین اخبار گردشگری
بیشترچرا تاریخ باید تاوان بلندپروازیها را پس دهد؟
1398/5/9
74245
رشد درآمد گردشگری ترکیه
1398/5/9
73555
تلاش شهر جهانی برای رفع مشکل نیروی ماهر صنعت گردشگری
1398/5/9
72369
بازداشت و جریمه برای زائران سیگاری در عربستان
1398/5/8
71712
همکاریهای بین موزهای ایران و بلژیک کلید خورد
1398/5/8
39812



