ورود عضویت
دهه

باستان شناسان چه مي خواهند؟



دهه | 1391/4/18
شش‌ماه از گشايش خانه باستان‌شناسان مي‌گذرد، ولي اين گشايش هم همچون ساير تصميمات عجولانه و حساب‌نشده مسوولان سازمان ميراث‌فرهنگي، در حد يک نمايش باقي ماند و از آن تاريخ تاکنون هيچ دستاورد و کارکردي براي باستان‌شناسي کشور نداشته است. اما آيا اين خانه قرار بود مشکلي از مشکلات پژوهشکده باستان‌شناسي را حل کند؟ -------------------------------------------------------------------------------- به گزارش پايگاه اطلاع رساني مرکز گردشگري علمي- فرهنگي دانشجويان ايران(istta) به نقل از شرق، در روزهاي پاياني آذرماه سال گذشته، «يازدهمين گردهمايي سالانه باستان‌شناسي ايران» برگزار شد. «پژوهشکده باستان‌شناسي» هم که از انتصاب‌هاي بي‌هدف و پي‌در‌پي در فاصله چهار، پنج سال گذشته در امان نمانده بود و تنها دو ماه پيش از آن با خبر صدور حکم سرپرستي براي عباس‌ مقدم، نفسي راحت کشيده بود، با برگزاري اين گردهمايي، بار ديگر بارقه‌هاي اميد را در ميان باستان‌شناسان ايراني، درخشاند. در گشايش اين گردهمايي و طي سخنراني محمدشريف ملک‌زاده، رييس تازه‌حکم‌گرفته سازمان، پس از تعريف و تمجيد از باستان‌شناسي و باستان‌شناسان که در قالب جملاتي احساسي بيان شد، سخن از لزوم گشايش «خانه باستان‌شناسان» به ميان آورد که در همان هنگام تبديل به حکم مستقيم به رييس سازمان ميراث‌فرهنگي استان تهران شد؛ حکمي که به گفته ملک‌زاده بايد دوماهه (روز نخست گردهمايي: ??آذرماه) و حتي نه دو ماه و يک روز، اجرا مي‌شد! ولي در آن سوي گود، باستان‌شناسي، پژوهشکده‌اش و حکايت عجيب‌وغريب آن در سال‌هاي گذشته! شايد آنچه بر سر باستان‌شناسي ايران در سال‌هاي گذشته آمده را بتوان در تغيير بي‌تدبير مديران آن و عملکرد کم‌اثر يا بي‌اثر آنها در پيشرفت باستان‌شناسي ايران تجزيه و تحليل کرد، ولي بي‌گمان از مهم‌ترين رويدادهايي که در پسرفت آن تاثيري مستقيم گذاشت، جابه‌جايي عجولانه، بي‌دليل و بي‌تدبير پژوهشکده باستان‌شناسي از تهران به شيراز و سپس تخت‌جمشيد در مرداد ???? و بازگشت آن به تهران در خرداد ???? بود. اين جابه‌جايي که هنوز توجيه انجامش در هاله‌اي از ابهام است، يکي از ناکارآمدترين نسخه‌هايي بود که مي‌توانست براي باستان‌شناسي ايران پيچيده شود. ازهم‌گسستگي نظام باستان‌شناسي در سازمان ميراث‌فرهنگي، محدود شدن اختيارات پژوهشکده، خانه‌نشيني بسياري از باستان‌شناسان مشغول به کار، نگراني از نبود امنيت شغلي، انتقال و رفتن بسياري از باستا‌ن‌شناسان پژوهشکده به دانشگاه‌ها، از ميان رفتن اهرم نظارت پژوهشکده، پيچيده‌تر شدن چرخه کارهاي اداري، دورماندن باستان‌شناسان و دانشجويان باستان‌شناسي از کتابخانه تخصصي آن و تعطيلي تقريبا دوساله فعاليت‌هاي روشمند و هدفمند در همه زمينه‌هاي مربوط به باستان‌شناسي، از جمله بديهي‌ترين برآيندهاي اين جابه‌جايي بود. گزينش مقدم به‌عنوان سرپرست سبب شد تا وي هرچند در زماني اندک، ولي با انديشه بازگرداندن پژوهشکده به شرايطش در فاصله سال‌هاي ???? تا ????، زماني که شادروان «دکتر مسعود آذرنوش» هدايت سکان کشتي باستان‌شناسي ايران را برعهده داشت، دست به اقداماتي همچون تلاش براي کسب استقلال فيزيکي دوباره پژوهشکده باستان‌شناسي بزند که دست‌کم شمع اميد در ميان باستان‌شناسان، هرچند کم‌سو ولي همچنان روشن بماند. ولي ديگربار و اين‌بار تنها با گذشت سه‌ماه، مقدم هم کنار رفت! پژوهشکده چند صباحي بدون رييس اداره شد تا اينکه سيامک سرلک، يکي از باستان‌شناسان همان پژوهشکده حکم سرپرستي آن را دريافت کرد ولي آيا گرفتاري‌هاي باستان‌شناسي ايران محدود به همين مسايل است؟ بازار خبرهاي تاسف‌برانگيز صدمه‌ديدن بناها، محوطه‌ها، بافت‌ها و نقش‌برجسته‌هاي تاريخي و سکوت مسوولان ميراث‌فرهنگي کشور هنوز داغ است. کاش مسوولان تنها سکوت اختيار مي‌کردند، چرا که برخي از اظهارنظرهاي انجام‌شده، خود دليلي بر تاييد و تشويق بر تخريب محوطه‌ها و حتي آثار ملي به‌ثبت‌رسيده است! تنها براي نمونه، در اظهارنظري بي‌نظير معاون ميراث‌فرهنگي مدعي شد که حتما نبايد در حريم يک محوطه يا بناي تاريخي مانند «تپه‌هاي سيلک» کاشان هيچ ساخت‌و‌سازي انجام شود، بلکه بر اساس ضابطه و با حفظ حرمت‌ها مي‌توان ساخت‌وساز هم کرد! در شرايطي که نخستين آرزوي موجود، نجات باستان‌شناسي از اين شرايط با انجام اقدامات زيربنايي فراواني از جمله تشکيل دوباره پژوهشکده باستان‌شناسي با حفظ استقلال فيزيکي و مالي و بازگرداندن اختيارات پيشين آن همچون نظارت کامل بر فعاليت‌هاي ميداني، افزودن دوباره نيروهاي به‌اجبار خانه‌نشين‌شده آن و رونق‌بخشيدن به پژوهش‌ها، تلاش براي رواج همدلي ميان باستان‌شناسان براي برون‌رفت از بحران موجود و... در جهت عادي‌سازي وضعيت باستان‌شناسي است، ملک‌زاده سخن از گشايش «خانه باستان‌شناسان» بر زبان مي‌راند و با پيگيري و لجاجت موجب تشکيل آن مي‌شود. باستان‌شناسان امنيت شغلي مي‌خواهند، امکان انجام برنامه‌ريزي مطمئن پژوهشي مي‌خواهند. باستان‌شناسان پژوهشکده‌اي مي‌خواهند که به‌راستي ماهيت پژوهشي داشته باشد و درعين‌حال ناظر بر هرگونه کار پژوهشي باستان‌شناختي در کشور باشد. باستان‌شناسان ثبات مي‌خواهند تا در پناه آن و به‌دور از مسايل حاشيه‌اي به کار علمي خود بپردازند. باستان‌شناسان نيازي به «خانه‌باستان‌شناسان» ندارند، چرا که همه محوطه‌ها، بناها، يادمان‌هاي فرهنگي و تاريخي کشور خانه‌ آنها هستند. باستان‌شناسان ابزار کار مي‌خواهند. باستان‌شناسان اقتدار مي‌خواهند. باستان‌شناسان قدرت عمل مي‌خواهند تا از اين همه خانه، حفاظت و پاسداري کنند و در آنها به پژوهش بپردازند.
منبع : دانشجويان ايران