۱۰ نکته برای نوشتن سفرنامه‌های جذاب‌تر

هدف اینه که ماجراهات رو طوری روایت کنی که خواننده حس کنه باهات اومده سفر. قبل از اینکه به جاده بزنی تصمیمت رو بگیر که می‌خوای به عنوان یک مسافر بری سفر یا به عنوان یک سفرنامه‌نویس. اگه می‌خوای از سفرت یه سفرنامه‌ی خوب در بیاد باید ثبت کردن ماجراها و یادداشت‌برداری به بخشی از خودِ سفر تبدیل بشه. مثل اون تفنگ آب‌پاش من که بخشی از سفرم شده، برای تو هم باید دوربین و قلم و کاغذ بخشی از سفرت بشه. و بذارید بهتون بگم اگه به این کار – یعنی تعریف کردن قصه – علاقه‌ای نداری، اون دوربین و قلم و کاغذ رو بذار کنار و از خودِ سفر، بدون این آیتم‌ها لذت ببر. ولی اگه قصه تعریف کردن رو دوست داشته باشی، این آیتم‌ها به بخشی از خودِ سفر تبدیل می‌شه و کلی هم بهت خوش می‌گذره. نکته‌هایی که این زیر برات آوردم یا تجربیات خودمه یا چیزهایی که این ور اون ور توی اینترنت پیدا کردم و برات ترجمه کردم. به هر حال من هم همیشه به دنبال بهتر کردن نوشته‌هام هستم و گاهی یه چرخی می‌زنم توی اینترنت و دنبال نکته‌های سازنده و سفرنامه‌های خوب می‌گردم. خب، بریم به سمت نوشتن سفرنامه‌هایی جذاب‌تر: ۱) نکته‌ی اول اینکه ادبیات متنت مال خودت باشه. همونجوری که قصه رو برای رفیقت تعریف می‌کنی بنویس. سعی نکن کتابی و رسمی بنویسی. سعی نکن مثل یکی دیگه بنویسی. سفرنامه‌ت بخشی از کاراکتر توئه و خودِ تو و ادبیاتت هم بخشی از سفرنامه‌ته. پس خودت رو بنویس. طبیعی و اورجینال بنویس. به متن‌ت شخصیت خودت رو اضافه کن. منظورم رو متوجه شدی؟ ایول. ۲) به سفرت یه زاویه‌ی دید بده. بگو کی هستی و چجوری در چه نقشی داری اونجا رو می‌بینی. خیلی زود این قضیه رو توی متنت مشخص کن. سفرنامه‌ت که قرار نیست فقط یه سری توصیفات باشه با معرفی یه سری جاهای دیدنی. دیدگاه خودت رو وارد قضیه کن. مثلن «همیشه دوست داشتم پاریس رو از نزدیک ببینم» شروع خوبی برای سفرنامه‌ت نیست. شاید این شروع بهتری باشه: «برای آدم احساساتی و عاشق‌پیشه‌ای مثل من، پاریس همیشه من رو انگولک کرده که برم و توی خیابون‌های پر از رومنسش گم بشم». بهترین نیست ولی حداقل خواننده می‌فهمه چجوری پاریس رو می‌بینی. ۳) تا جایی که می‌تونی از توصیفات بصری استفاده کن. نکته اینجاست که خواننده نمی‌دونه تو کجایی. بنابراین تا جایی که ممکنه محیط رو خوب و واضح توصیف کن. به یه چیز نگید «زیبا» یا «عالی». آخه این یعنی چی؟ یه جوری توصیف کن انگار داری برای یک نابینا توصیفش می‌کنی. اینکه بگی یک ساختمونِ «قدیمی» بود که کافی نیست. رنگ‌ها رو توصیف کن، اینکه نمای ساختمون یه جاهایی کنده شده بود، اینکه پنجره‌ها حکاکی استادانه‌ای داشت و اون خانم پیری که طبقه‌ی دوم روی بالکن نشسته بود و داشت سیگار می‌کشید. بین نوشته‌ی پر از جزئیات، مفصل، مهیج و رنگارنگ و نوشته‌ی خودنما و چرندپرند مرز باریکیه. ولی بهتره اگه قراره چیزی بنویسی به سمت نوشته‌ی مفصل و چرندپرند تمایل داشته باشه تا به سمت خالی و بدون توصیفات. فکر کنم خودم هم باید روی این قضیه بیشتر کار کنم. ۴) سفرنامه باید یه چیزی بیشتر از Wikipedia و Lonely Planet بده دست خواننده. یعنی باید یه چیزی به اونا اضافه کنه. پس کنجکاویت رو بیشتر کن و به جاهایی برو که بقیه نمی‌رن. کلن سعی کن یه وجه متفاوتی از مقصدی که می‌ری رو معرفی کنی تا سفرنامه‌ت خفن و متمایز بشه. ۵) نقل قول کردن از بقیه به داستان‌تون جون می‌ده. در مورد نقل‌قول‌ها دقیق باش و اونا رو خوب توصیف کن. لحن‌شون هم توصیف کن طوری که انگار کنارتون نشستیم. ۶) اگه می‌خوای یه سفرنامه‌ی طولانی بنویسی، متن رو قوی و جذاب شروع کن. لپ مطلب رو توی همون خط‌های اول داستان بگو. اینکه از خونه راه افتادی به سمت ایستگاه قطار خیلی شروع جذابی نیست. نکته‌ی اصلی سفر و داستان رو بگو، یه چیزی که توجه خواننده رو جلب کنه و باعث بشه تا آخرش بمونه و بخونه. ۷) بهترین قسمت‌ها، قصه‌ها و توصیفات رو گلچین کن. اونایی رو انتخاب کن که به بهترین نحو ممکن داستان و مقصودت رو روایت می‌کنن. ۸) اول شخص مفرد و گذشته‌ی ساده بنویس. بعضی وقت‌ها البته حال ساده بیشتر جواب می‌ده. دیگه ببین کجا کدوم بهتره. سفرنامه‌ی خوب یه روایت شخصیه از چیزهایی که دیدی و تجربه کردی، با یک سری اطلاعات تکمیلی، و توصیف‌هایی که همه‌ یکپارچه و یکدست شدن و قصه‌ت رو تعریف می‌کنن. ۹) از رسانه‌های دیگه برای تقویت داستانت استفاده کن. اگه توی جاده بلوردکان هستی و پشت وانت، هیچ‌هایک‌کنان داری میای پایین و وارد مه‌ها می‌شی، یه ویدیو‌ی خوب بگیر (مثلن تایم‌لپس بگیر اگه گوشیت این قابلیت رو داره). یا اگه یه عارفی داره براتون دوتار می‌زنه و می‌خونه، آروم گوشیت رو در بیار و صداش رو ضبط کن، گاه و بیگاه عکس بگیر و با هر تصویر در نوشتن هزار کلمه صرفه‌جویی کن. ۱۰) در نهایت بگم که نوشتن سفرنامه مثل هر مهارت دیگه‌ای با تمرین کردن بهتر و بهتر می‌شه. سعی کن هر روز کمی بنویسی. هرچی. فقط بنویس. چشم‌های دوست‌دخترت رو توصیف کن، احساست به عنوان یک دختر از مدال کیمیا علیزاده، از سختی جاده بنویس و بگو که چرا تحملش می‌کنی و به سفرت ادامه می‌دی. یه روتین برای خودت بساز و هر روز حتی اگه شده یک پاراگراف بنویس.

  • منبع سیزدهم